تولد سینا
تفلد تفلد تفلدت مبالک
مبالک مبالک تفلت مبالک
بیا سما رو فوت کن
تا شد شال ژنده باسی

شینای عژیژم ،دوشت خوبم تفلدت مبالک
خوس بحالت تو سه سالت میسه و کلی بزلگ سدییییییییییی
من این خاطلات و ماندگال میتنم تا وقتی بزلگ سدیم از خوندنس لذت ببلیم
جونم واشت بگه که؛اولس کلی باهم باژی کلدیم

آخ جون بعدس هم کیک آولدن هردوتامون خوسحال سدیم

وای کیکت هم مشل خودت خوستل شینا جونم

وبعدس هم نوبت عکش گلفتن شد

اولش تو قر میدادی نمیذاشتی ازت عکس بگیلن

بعدس هم نوبت من سدکه قرمیدادم و نمیذاشتم عکشم بگیلن

آخلش هم به یک مکافاتی به زور نشوندنمون
ازمون عکش گلفتن وهر دوتاییمون اخم کلدیم

شینا جونم اون کادویی که گذاستی بغل دستت نمیذالی من بهس دست بزنم،من واست خلیدم یک بلوز هشت ایساله خوست بیاد

بعدس هم نوبت این سد که با باباهامون عکس بگیلیم

اینجا دیگه من و تو قسنگ نسته بودیم باباهامون سر به سر همدیگه میذاستن و نمیذاستن عکس بگیلیم

این خیمه خوستل هم دایی امیر واشت خلیده بود و تو هم مثل همیسه میذالی منم به اشباب بازیهات باژی کنم ،ایساله اومدی خونمون جبران کنم پشل دایی

خلاشه خیلی خیلی خوس گذشت و منم بچه خوبی بودم و گذاستم به مامانی هم خوس بگذله
لاستی یادم رفت بگم تفلد اصلی 15آبان هشت و به احتلام ماه محرم دایی و زن دایی جونم زودتر واشت تفلد گلفتن،و مامان میگه ماه محلم باید بلیم حشین حشین کنیم





تولد سینا
